اي آزادي، تو را دوست دارم،
به تو نيازمندم، به تو عشق مي ورزم، بي تو زندگي دشوار است،
بي تو من هم نيستم، هستم، اما من نيستم
بی تو موجودی خواهم بود
توخالي، پوک، سرگردان، بي اميد، سرد، تلخ، بيزار،
بدبين، کينه دار، عقده دار، بيتاب، بي روح، بي دل، بي روشني،
بي شيريني، بي انتظار، بيهوده، مني بي تو، يعني هيچ!
ای ازادی
من از ستم بيزارم، از بند بيزارم،
از زنجير بيزارم، از زندان بيزارم
دروغ می گویند ، دروغ نمی فهمند یا می فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند ، اگر عشق نباشد چه آتشی زندگی را گرم کند ؟
اگر نیایش و پرستش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟
اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دلها نباشد ماندن برای چیست؟
و اگر میعادی نباشد ماندن برای چیست؟
اگر دیداری نباشد دیدن را چه سود؟
دیده را فایده آن است که دلبر بیند
گر نبیند چه بود فایده بینایی را
اگر بهشت نباشد صبر بر رنج و تحمل زندگی دوزخ چرا؟
اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟
و من در شگفتم که آنها می خواهند معبود را از هستی بر گیرند چگونه انتظار دارند انسان در خلاء دم زند؟
واگر معشوق نباشدعشق ورزیدن برای چه؟
واگر دوست داشتن نباشد وصال به چه معنا؟
و اگر تو نخوانی نوشتن به چه معنا؟
واقعا ادمو به خودش میاره!
|
سخن از شهید دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است : ۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن. ۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند. ۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد. ۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است. ۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی. ۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند. ۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد. ۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان. ۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست. ۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است. | |